اولياء الله آملى

62

تاريخ رويان ( فارسى )

نمىدانند . و اين عمر بن العلاء از جملهء كريمان عرب بود و چند نوبت به طبرستان آمده ، مردم را با اوانسى تمام بود . اكمه شاعر در مدح او گويد « 1 » ، شعر : إذا أيقظتك حروب العدى * فأيقظ لها عمرا ثمّمّ نم فتى لا يبيت على دمنة * و لا يشرب الماء الّا بدم ابو العتاهيه گويد در مدح او ، شعر : إنّ المطايا تشتكيك لأنّها * قطعت إليك سبا سباور منالا و إذا وردن بنا وردن مخّفة * و إذا صدرن بنا صدرن ثقالا بعد از اين طبرستان ، به اهل طبرستان به استقلال مسلم ماند و طرف‌داران هركس به جاى خود بنشستند . ونداد هرمزد صاحب الجيش بود . و اصفهبد شروين « 2 » به پادشاهى موسوم . و در اين وقت كه اين حال واقع شد ، مهدى عباسى خليفه بود و در حجاز و عراق سادات علويه خروج مىكردند . سيد ابو عبد اللّه الحسين بن على بن الحسن بن الحسن بن الحسن بن على بن ابى طالب عليهم الصلاة و السلام كه او را صاحب [ 31 ] فخ گويند ، خروج كرده بود و سبب خروجش آن بود كه مردى از آل عمر بن الخطاب - عبد العزيز بن عبد اللّه نام - از قبل اسحق بن عيسى كه والى مدينه بود و نايب خليفه الهادى بر مدينه حاكم بود . با بنى هاشم و سادات علويه تعصب آغاز كرد و بيدادىها مىنمود . تا علويان اتفاق كرده ، حسين بن على را پيش داشتند و به دو بيعت كردند و كار سيد قوت گرفت و عبد العزيز عمرى به بدترين حالى از مدينه بگريخت تا از قبل خليفه ، اند هزار مرد آراسته بيامدند و به موضعى كه آن را فخ گويند - ميان مكه و مدينه - مصاف دادند . عاقبت حسين بن على با سادات بسيار شهيد شدند و

--> ( 1 ) - بشار برد در حق او مىگويد . ( تاريخ طبرستان ج 1 ص 181 ) . ( 2 ) - در اصل : شهروين .